کافکا در ساحل  

هر کدام از ما چیزی را که برایش با ارزش بوده از دست می‌دهد. موقعیت‌های از دست رفته، احساساتی که هرگز نمی‌توانیم به‌دست بیاوریم .... این بخشی از آن چیزی است که معنی‌اش زنده بودن است. اما درون سرمان اتاق کوچکی است که آن خاطرات را در آن نگه می‌داریم. اتاقی شبيه قفسه‌های توی کتابخانه. و برای درک عملکردِ قلبمان باید مدام کارت‌های مرجع جدید درست کنیم. باید هر چندوقت یک‌بار چیزها را گردگیری کنیم. آن‌ها را هوا بدهیم، آب گلدان را عوض کنیم.

ادامه مطلب  

کد بانو گری  

از کدبانو گری من همین بس که
الان آبگوشت پسری برای ناهارش رو گازه
کدو مسمایی ها هم برای ناهار همسری دارن سرخ میشن(البته که نسوزن)
میخوام خونه رو هم يه سروسامونی بدم
ولی
جورابای پسری نیست گم شده
آبی روشنه دورمچ پاشم يه تیکه چرمی خوشگل داره
هرکی دید بیاره بزاره زیر همین پست لطفا
بعدا نوشت:
جورابای پسری هنوز نا پیداست
آخرین بار یادمه که دستم بود و میگفتم باید بشورمشون
اما از بعدش هیچی یادم نیست
آبگوشت پسری ساعت ده صبح سوخت
به کل فراموشش کرده بودم

ادامه مطلب  

عشق فقط خدا 74  

عاشقانه های من و خدا


مناجات زیبای شهید دکترچمران:
نمونه ای از یک عاشق واقعی خدا
‌خدایا،
به هر که و به هر چه دل بستم،
تو دلم را شکستی...!
***********************************
پی نوشت خادم وبلاگ
ارزشسو داره آدم این مناجات رو قاب کنه بزنه دیوار اتاقش
 
چمران اینگونه و از ته دل با خدا صحبت میکنه
ما هم تا يه اتفاقی میفته
کلا خدا یادمون میره و
بعد که حالمون خوب شد
ادای عشق به خدا رو در میاریم
پیشنهاد میکنم کتاب چمران مظلوم بود
و کتاب آيه های جهاد و شهادت و بقيه کتاب

ادامه مطلب  

من در این لحظه...  

من دراین لحظه بی حوصله نشستم وزل زدم به خیابونی که همش ادمای مختلف ازش رد میشن
پر از ماشین...بعضی وقتا که تنها میشم فک میکنم ای کاش خوندن فکر بلد بودم یکم روانشناسی بلد بودم که از رفتار ادما پی به فکرشون ببرم...
اما نمیشه...
...
کاش یکم مشتری پیدا میشد از بیکاری واقعا حوصلم سر میره
راستی فردا مامانم میاد اصفهان...خواهرم زایمان داره
گفتم مهرداد بیاد دنبالت بیا خونه ما اما فکرشو کردم دیدم بخواد بیاد خونه ما،وضع مالی افتضاحه همه بچه هاشم میخوان بیان

ادامه مطلب  

اطلاعیه لباس  

صبح ساعت ده بود که به امید پیدا کردن يه خیاطی زدم بیرون
داشتم کوچه هارو میگشتم که یکی از دوستام که دیشب بهش پیام داده بودم بهم زنگ زد
رفتم خونه شو کااری لباسمو تموم کرد
خیلی از لباسم خوشش اومد 
گفت اصن پیدا نیست که پارچه ت معموليه
پارچه م يه حریر سرمه ايه با گلای ریز سفید
فردا میگم خواهرم عکس بگیره و براتون میذارمش

ادامه مطلب  

گل یخ !  

محکم دستانم را بگیر ؟!
 
گرمای وجودت را
 
از همین دست های بهم گره خورده به قلبم ترزیق کن ....
 
میخاهم خاطرات را قدم بزنم زیر این باران !
 
در این هوای سردِ پاییزی ..!
 
بگذار ببوسم گونه های یخ زده ات را در خاطراتی خیس از جنس باران...
 
میدانی رفیق
 
خیال بافی هم عالمی دارد ....
 
 
 
:: آرمان نوشت  ::
 

ادامه مطلب  

پایان مهمانی  

سلام 
مهمونی به خوبی و خوشی تموم شد
از اول تا آخر مانتو تنم بود
اولش که همش منتظر حضور حاج آقا بودیم برای روضه خوانی
اما نیومد و سفره انداختن
بعدشم که بقيه کمک کردن جمع کردن و من اصن از جام تکون نخوردم
برای دوشنبه هم خونه ی خاله جون بزرگه آش دعوت شدیم
لباسم موند برای اونجا :دی
يه خبر جدید شنیدم
پسرخاله بزرگه م رفته خارج
کدوم شهر و کجا و تاکی مشخص نیست
دلم براش تنگ شد
هچند سال به سال نمی دیدمش ولی همینکه بود خیالمو راحت میکرد که هست
اما حالا که رف

ادامه مطلب  

زمان نگهداری میوه و سبزی رو چطور افزایش میدید؟؟؟  

شاید شما هم به قول قدیمی ها "دستتون به کم نمیره". همیشه تو خریدها به بیشتر خریدن و کم نبودن فکر میکنید. تو این زمان هست که خانم خونه دردسر نگهداری رو به دوش میکشه.
اگر کالاهایی که خرید کردید کمتر خراب میشن مشکلی تو نگهداری اونها ندارید. ولی چنانچه میوه و مواد خوراکی خرید میکنید حتما فکر جا دادن تو بهترین قسمت یخچال برای بیشتر موندن و یخ نزدن اولین فکر شماست.
یخچال‌های روز دنیا بر اساس نیازهای ما طراحی می‌شوند. محفظه های مختلف در طول زمان به آن

ادامه مطلب  

کرانک ای سی (قسمت هشتم)  

دخترکی تنها اینجاواقعا چه سال ایستمحدوده سوا و پاسخ اغاز شدهمجری محترم سی ان اندر روستای مابله گرفتمدر روستای ما میگویند دل خوش اگر نباشدادمی گريه هم نمیکندبه فرض گريه هم گرفت ولی اثبات احساساثبات احساسات واقعیت داردمن یک دختر تنها هستماهمجری و تیم همراه رفتندبه خدا این سرزمین صلحی داشت و ثباتی داشتسال 3018در کل همه چیز ارام بودمردمان ثبات داشندمردمان یکدیگر را دویت داشتندنوبت به تست نخواهد رسیداین شهر تست خود را پس داده بوددر مقام یک دخ

ادامه مطلب  

دخترک جسور ایه الکرسی خوان  

حقیقتش اینکه اینجانب از ان دست دخترانی هستم که چندان متوجه ترس و خطر چیز خاصی نمیشم
در این زمینه میتونم از سفرهایی که تنهایی از غرب به شرق و از شمال به جنوب کشور داشتم بگم تا سفر تنهایی به خارج از کشور حتی....
درون شهر و استان هم که کلا در قالب خاصی نمیگنجم مثلا صبح از خونه میرم بیرون میگم مامان میرم فلان جا يهو عصر برمیگردم با لیست بلند و بالایی از جاهایی که رفتم...
اما باید اعتراف کنم با همه ی این جسارتم همیشه ی خدا از وقتی که هوا تاریک میشه و من

ادامه مطلب  

حس خوب فعالیت فرهنگی...:)  

سلام...
امروز رفتیم يه حسینيه ای واسه کمک برای بسته بندی نباتِ تبرکیِ مشهد برای زائرهای اربعین...:)
اولش ما سفره ی بسته بندی برای بچه هاب بودیم...
توی بسته هامون يه کتاب رنگ آمیزی از جاهای زیارتی والبته برای بچه های عرب و يه بسته مدادرنگی:)
اونا که تموم شد بهمون گفتن حالا بسته بندی نبات هارو شروع کنید...اونها هم برای بزرگ های عرب...همشون هم يه نامه به عراقی ها داشت...:)

توی بسته هاشون اینابود:
يه بسته نبات،يه بسته نمک،يه تسبیح و يه دونه از اون نامه ها:

ادامه مطلب  

روز سوم  

 
نمیدونم امروز راجع به چی بنویسم.
در حال حاضر ملغمه ای هستم از احساسات و هورمون های شیمیایی گوناگون.
تصور کنید هورمون های مربوط با احساساتِ خاص (غم، شادی، امید،
خشم، نگرانی و ...) همه وهمه در یک زمانِ مشخص ترشح بشن توی خونِ
يه آدم (من). اون آدم چه حالی باید داشته باشه؟ حالم درست و راست نیست.
نیست؟ هست. هست؟ هم هست و هم نیست!
بعد از ازدواج با حمید زندگیم حسابی تغییر کرده. قبل ترها پیش می اومد که
مثلا یک ماه هیچ اتفاقِ خاصی برام نیفته. الان مدتيه ک

ادامه مطلب  

ردپای واضح و شیرین خدا  

#داستانک_معنوی 
داستانی #واقعی 
به روایت یک کارمند بانک

يه جوایزی بود  برای قرعه کشی حسابهای قرض الحسنه ، بیست و پنج میلیون تومن نقد.
  اسامی که می اومد می فرستادیم شعب که به مشتری اطلاع بدن که بیاد يه جشنی بگیریم و تو جشن حواله ها رو بدیم ، تحویل جایزه ها یکی از بامزه ترین کارهای من بود ، همه جور آدم می اومد با اخلاق های مختلف .
 هر کی يه ژستی می گرفت ، یکی خودش رو میزد به بی تفاوتی ، یکی خوشحال بود ، یکی مضطرب ...
 
يه روز تو دفتر نشسته بودم ، يه ه

ادامه مطلب  

عجییییییییببب...!!!  

سلام...
امروز روز بسیییی عجیب بووود...!
زنگ اول که قرار بود مطالعات داشته باشیم ولی معلممون نیومد ویکی از مسئول های مدرسه اومد بهمون بجای مطالعات ریاضی درس بده...
اومد تو و شروع کرد که:
کلاس شما بدترین کلاسه،
معلما از دست شما چی میکشن،
از پايه ضعیفین،
باید من معلمتون می بودم که آدمتون کنم،
و...
خلاصه که این از زنگ اول...
زنگ دوم که ادبیات داشتیم ومثل همیشه خوشحال در زنگ ادبیات...آخه معلم اینقدر ناااز؟!
خععلی معلم ادبیاتمونو دوست دارم:)
واما زنگ آخر...

ادامه مطلب  

سفره عاشقی باز هم پابرجاست  

خدا جانم
رمضان امسال نیز مثل تمامی رمضان های گذشته به پایان رسید
دوس دارم توی این عید عزبز چنتا دعا کنم و ازت بخوام خواستنی هارو

خدایا چشم هیچ منتظری رو تا ابد منتظر به راه نزار
خدایا کمکون کن تا قدر تمام نعمت هایی رو که به دادی رو بدونیم
خدایا کمکمون کن تا عادت نکنیم به راحتی و راحت طلبی
خدایا به ما بینش و تفکر سالم بده تا از وقایع برداشت نا صحیح نکنیم
خدایا کمکون کن تا دنیارو آنگونه که هست ببینیم 
خدایا کمکون کن که ظالم نباشیم
خدایا غرور و ت

ادامه مطلب  

نگاهی به تاریخچه خاطره‌انگیزترین گوشی‌های نوکیا + عکس  

به گزارش دریچه فناوری تیم فضای مجازی باشگاه خبرنگاران جوان؛ هرچند دیگر موبایل هوشمندی با برند نوکیا ساخت نخواهد شد اما از این پس این کمپانی همان‌گونه که در وب‌سایت company .nokia .com اعلام‌شده تمرکز خویش را بر روی توسعه و مطالعه‌ی زیرساخت‌های شبکه‌ی مخابراتی و فناوری‌های آن خواهد گذاشت . در ادامه نگاهی هرچند کوتاه خوا هیم انداخت به چندین دسته از خاطره‌انگیزترین گوشی‌های نوکیا که در سال‌های مختلف به بازار عرضه شدند . 
نگاهی 
به تاریخچه خاط

ادامه مطلب  

کرانک ای سی (قسمت نهم)  

عبرت را اموختیبله فک میکنمدر ماورا چه توصیفی داریماورابله و اعتبار منمراقبت از این اعتباروایسا بینمیعنی هفتاد سالهاره لعنتی هفتاد سالهدر گوشه شهر برلینکنار این دیوار میخوابمو بیدار میشوماندرهبله جانمداری میگیدقیقايه سری ساتنلی کوبریک هم واسه فیلم برداریخوب پسدیواری دیگر نیستستونی دیگر نیستبا تاریخ بگو چه معامله ای داریمن تجربه در زندگیزندگی و درماندگینفس من  بود این دیوارشرط مادل بود این دیوارحالا تا اخر عمرت...دقیقا تا اخر عمرمحدس

ادامه مطلب  

روزِ پنجم (بعد از دو روز وقفه به خاطر اسباب کشی به خونه ی خاکشناسی)  

امروز شنبه، بیست و هشتمِ  مهرماهِ نود و هفته.
دو روزه که هیچی ننوشتم و دلم واسه نوشتن تنگ شده بود. این دلتنگی برا من نشونه ی
خوبيه. بالاخره هفته ی خسته کننده ی اسباب کشی هم گذشت و تا اسباب کشیِ بعدی
میتونم کمی استراحت کنم. شاید باور نکنی اما تنها فکر کردن به اینکه میتونم يه سفر
یا پیک نیک برم حالمو خوب میکنه. با وجود اینکه آدمِ مادی ای هستم اما این اواخر
حتی خیال بافی کردن هم برام لذت بخش شده. خیلی خستمه. بیشتر از جسمم، روانمه
که عیب برداشته و

ادامه مطلب  

کرانک ای سی (قسمت سوم)  

جایی در اورشلیم پرنده سیمرغ شبها بر اورشلیم پرواز میکندیک سوالفرق بینپرنده سیمرغ و دیگر پرنده ها؟سوالی اسانبزرگ تر بودنو ترسناک تر بودنچطور شد یاد سیمرغ افتادینحساسیتجایی در زمین و اسمانبال گشود و در بالای دیوار مقدسلانه ای ساختبهترین و جوجه های کوچک کهکه؟بله که جوجه ها تا بزرگ نشده اند جایی دور نرونداینجا مطب پزشک حیواناتتخصص من به راستی می گویداین اژدها یا هرچه هستراه را گم کردهمن نمونه ای مثل این را ندیده بودمبهترین و بالا ترین راهب

ادامه مطلب  

کرانک ای سی (قسمت دوم)  

جایی در اوزاکاپنجره ها و درهاسوز سردرهرویی یخ زدهاسمان سردهوا کمی سردترمیدونی جناب نخست وزیرچی رو امپراطوروصل مردم و مناهانکمی سخت شدهپس اولمپیک بهترین راههما راههای بهتری هم برای اوج صمیمیتبله از جادوی تو زیاد شنیدمجادویی در کار نیست فدایت شومامپراطورهوا سرداوزاکا پر از گلهای یخیدست به دامن همین حیاط باغچهاینطور بهتر نیست نخست وزیرهر چه که عالیقدر درخواست کنندو مردممنشا روشناییجشن اژدها در اوزاکا سردهمپراطور بیشتر نگاه میکندپس ان

ادامه مطلب  

جدال گر استعمار پیر در راه ایران  

آنچه فراروی شماست، گزیده ای از افکار و کارنامه «هنری مارتین»
اولین مبلغ تبشیری و تندروی مسیحیت می باشد و امروز
(24 مهرماه)سالروز مرگ این مبلغ تندروی مسیحی است که در سخنان خود بارها و بارها
به نبوت توهین کرده بود.

رهپویان هدایت: هنری مارتین به سال هزارو هفتصدو هشتادو یک میلادی در
شهر ترورو در خانواده ای مذهبی و از طبقة میانه به دنیا آمد. به سال هزارو هفتصدو
نودو هفت به دانشگاه کیمبریج انگلیس رفت و مجذوب و متأثر از اندیشه های مذهبی یکی
از استاد

ادامه مطلب  

کرانک ای سی (قسمت دهم)  

بهترین هديه بر روی زمینصلح و محبت اریلیلی و مجنون جهانگیر شدندرئیس جمهور خود دل شکستهمرد که بخشش و خوبی را در بلگراد تقسیم میکندبرگرد برگرد پشیم.م میشی اخرجنگ تمام خدا رو شکرریاست جمهوری مردمیما شاللهتنظیمات جامعه در بهترین بازدهیثروت چیست و کیستکار مفیدی پیدا کنکاری که جامعه نیازمن محل خوبان را خوب میدانمتدریس هنر تمام شدبله جناب رئیس جمهورسخاوت ما دلیل مردمان استچشمها بدون عینکو توصیف یک دختر مسلماناینجا پیوند خواسته ها و پیوستهاست

ادامه مطلب  

کرانک ای سی (قسمت هفتم)  

تعریف و صحبت تا کجابه ظاهر اولین کنسرت الویس در اینجا بودهتقاضا و تمنا جایی ندارد که الویسالویس پریسلی یک اسطوره بودالان گروه برادران جوان همه کاره اندخوب پساینجوریبه شهر بارسلون خوش امدیداینجا تجدید حیات را به چشمان خود دیده ایمو سرسختی مجری تلویزیون بارسلونهمانطور که مشاهده کردیدالویس اینجا کنسرتی داشتهما از دوستان الویس بودیممرد ایده الی بودسخاوت الویس مثال زدنی بوددر سرسختی و هنروایسا ببینمالویس در ایالت کاتالان چه میکردسوال و ج

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1