آخه خودش <<همه چیز دان>>ه!  

بعد از نُه جلسه، امروز جواب یکی از سوالات استادم رو یادم نمیومد و در حالی که منتظر بود جواب بدم گفتم داد زد و گفت چطوووور فراموش کردی دختر؟ و قبل از اینکه جواب بدم خطاب به یکی از دوستام گفت آقا یه آدم چطور میتونه جواب یه سوالو فراموش کنه؟ خانوم چرا آدم جواب یه سوالو یادش میره؟  شیش هفت بار سوالش رو با چراهای اینچنینی تکرار کرد و در حالی که میخندیدم گفتم با اون هیبت! چشم غره ای برام اومد و جواب سوال رو از بقیه پرسید؛ در حالی که اتفاقا اون ها هم

ادامه مطلب  

روزگار می‌گذرونیم!  

در یک مکالمه‌ی رودررو یا حتی پشت تلفن، ممکن است به خودت بیایی و در ذهنت بگویی این همه تعارفات و جملات نسنجیده و بی‌معنی از کجای ذهن تو می‌آید که حتی وقتی جمله از دهانت خارج می‌شود، منتظر پاسخش نیستی. جملاتی مثل "چه خبر؟"، "چی‌کارا می‌کنی؟"، "کار و بار چطور می‌گذره؟"، "خانواده چطورن؟" و هزاران جمله‌ی بی‌لعاب دیگر. جوابش هم یحتمل همین‌هاست: "سلامتی"، "ذکر خیر شما"، "همه چی امن و امانه"، "همه سلام می‌رسونن". جواب‌هایی از سر عادت.
اما جمله‌ای ک

ادامه مطلب  

بااا هوووش  

یه بارم اومدی سر کلاس OR2 نشستی من کلاس داشتم شما نداشتی بخاطر من اومده بودی
اونوقت دکتر سالاری یه سوال پرسید خود بچه های اون کلاس نتونستن جواب بدن ولی شما جواب دادی

ادامه مطلب  

کائنات  

طبق برنامه ریزیام من الان باید سره کار بودم و پول پارو میکردم کلاس خیاطی رفته بودمو هنر بود که میپاچیدم ، سره کارم فرم مخصوص داشتیم ساعت کاریم مناسب بود ، خلاصه تقریبا خیلی چیزا یک جوره دیگه بود...
اما نبود ، نشد و نیست 
میدونی مهسا امروز هانی بهم گفت اگر به کائنات هر چی میخوای بفرستی اونا ام بهت جواب میدن ، منم گفتم به ما که پشتشونو کردن جواب نمیدن :))
گفت اونا بهترین موقع جواب میدن تا دقیقا همونی بشه که تو میخواستی اگه الان جواب ندادن حتما وقت

ادامه مطلب  

جدی سر امتحان چی از مراقب میپرسین که جواب سوال امتحان رو بهتون میگه؟  

جدی سر امتحان چی از مراقب میپرسین که جواب سوال امتحان رو بهتون میگه O.O ؟توی یه کلاس ۳۰ نفره ، ۲۹ نفر پرسیدن جواب گرفتن ، من دستمو گرفتم بالا سوال رو بهش نشون دادم گفت سوال واضحه چی بگم ؟ دیگه هم سوال نکن -_-پروردگارا عدالتت رو سپاس ‎;)‎

ادامه مطلب  

عذر  

دوستان سلام...
ی چن روزی حالم خوب نیس.واس همین زیاد نمیتونم جواب کامنتاتونو بدم و حرف بزنم...شاید پست بذارم اونم ب احتمال کم ولی حرف نه..میخوام با خودم کنار بیام و دوباره با روحیه ی بیخیال و شاد خودم برگردم...پس اگ جواب ندادم ناراحت نشین...شاید ب دوروزم نکشه شایدم بیشتر شه نمیدونم...
ولی وقتی بهتر شدم جواب همه رو میدم...
شرمنده همتونم:))

ادامه مطلب  

سفر  

میدونم ک تو شرایط کنونی و گرونی و .. این سفر معقول نیس..
الان باید به فکر پس انداز واسه چند صباح آینده باشم..
اما حس میکنم باید به این سفر برم..
دوباره همون تیم قبلی 
من و زهرا و فرشته و زینب..
نمیدونم ولی شاید این آخر سفر 4تایی باشه..
پ.ن: نگرانم واسه آینده.. واسه آینده ای ک ممکنه تو همین روزا با یه انتخاب یه تغییر اساسی بکنه و خیلی مسائل حول محور اون دستخوش تغییرات بشن..
پ.ن: یکی از نکات غیر قابل تحمل ازدواج از نظر من اونجاس ک باید ب خاطر یه جوش توی صور

ادامه مطلب  

روز نهم.  

از دیروز عصر خبری ازت نشد.دیشب که زنگ نزدی.ظهر چقدر امید  داشتم و باز خبری نشد.فقط یه گوشه نشستم.و موبایل به دست.که نکنه انتن نباشه.نکن متوجه نشم.نکنه سریع جواب ندم.و همینطوری چشم به موبایل.ظهر دعا خوندم.همش منتظر.خیلی دلنگرانتم.اخه همیشه نزدیک اذان قبل نماز یا بعد نماز زنگ میزدی.انقدر دلم پره.انقدر گلوم پر بغض بود و هست.دوباره با هزار امید امدم پشت بوم دعا خوندم.خیلی گریه کردم.
که دیدم موبایلم صداش در نیومد.فقط ویبره میخوره.و اصلا هیچی رو موبا

ادامه مطلب  

شیرزاد  

امروز تلفن زنگ میخورد ، شیرزاد گوشیُ جواب داده میگه الو

ادامه مطلب  

 

طی یک حرکت اعتراضی عکسشو برداشت و همون عکس
اگه اشتباه نکنم اوا خانوم رو گذاشت دوباره:|
حالا من ی چیزی گفتم ک عکسای بیشتر بزار نمیخواس ب نشونه
اعتراض حذفش کنی:|
همین یه دونه هم غنیمته:)
یه ضرب المثل به لهجه خودمون هست
که الان خودم ب خودم گفتم:|
...
خودمونیم خیلی مغرور شدیا!
چشاتو ببند جمله بعدمو بخون:|
که نبینیش:|
هر وقت در جواب چیزایی که اینجا مینویسم
عکس العمل نشون میده یا ب زبونی قبول میکنه
همون حس خجالتی که تو وجودم جوونه زده 
تبدیل میشه به صدها

ادامه مطلب  

نخونده بهتره  

آقا من هر وقت که درس نخونم بهتر نتیجه میگیرم :)
حالا من در کل زیاد نمیخونم اما خب بعضی وقتا جوگیر شاید بشم و یکم درس بخونم و این یعنی بدبختی چون قطعا امتحانم رو بعدش گند میزنم :)
اما هر وقت درس نخوندم بهتر بود...منظورم از نخوندم البته این نیستا که اصلن اصلن اصلن لای کتابمو باز نکنم نه....اما خب یعنی فقط یک دور از رو جزوه هام نگاه میندازم و بعدم بدون استرس میرم بیرون یا بازی میکنم و عین خیالمم نیس که مثلا فرداش امتحانه :)
هفته پیش دوشنبه فیزیک داشتیم

ادامه مطلب  

کلاغ  

1
...درکله ی قراضه امکلاغی است- که به من تحمیل شده -کلاغیبا کلاه شاپوو عینک دودی
2درکله امکلاغی استکه با یک دستگاه شنودِ دست دومزبان ِ مُخم رابه سخره می گیرد .
3درکله امکلاغی استبا یک چراغ قوه ی لیزریو با غُرغُریمداوممی خواهد رؤیاهام رابه نفع خودش مصادره کند .
4درکله امکلاغی استکه هرگاهقار قار می کندزبانم عربی می شود .
5درکله امکلاغی استکه تُک می زند به شناسنامه اممی خواهدخودش را بیندازدروی شجره نامه ی اجدادی .این کلاغزبان آدمیزاد سرش نمی شود .
6

ادامه مطلب  

خودخواه  

نشست رو بروی من و شروع کرده به گله گذاری از رفیق شفیقش !
او را دوست میدارد !
میدانم !
میگوید : هر از چندی سر و کله اش پیدا میشود ! ادعای رفاقتی میکند و میرود
میگوید : وقتهای دیدنش بیشتر وقتش به گله گذاری میگذرد که نیستی و حواست به رفیقت نیست
میگویم : حق با کیست ؟!
میگوید : با او که نیست ! با من هم نمیدانم هست یا نه! 
میگوید : رفییق از من میخواهد که چرا با من مشورت نمیکنی ؟ حرف نمیزنی !  چرا از تو خبر ندارم ؟
میگوید : به او زنگ زدم ولی جواب نداد و بعد از مدت

ادامه مطلب  

زبون دراز  

من اینو فهمیدم،بزرگ ترا ، مخصوصا مامان بابا ها ، خودشون هر چی دلشون می خواد میگن و در عوض دلشون میخواد در جواب زخم زبوناشون لال باشی.
اگه در جوابشون چیزی بگی،میشه یه آدم بیشعور،بچه نمک نشناس،
وقتی جواب دادی،نفرین میشی،،،ایشالا زبونت.....
ولی مادر من ، یه نگا به خودتو حرفات بنداز....
زخم زبون می زنی، آدم و عصبی میکنی،
چند روز ه اخم و تخم کردی ،قیافه چی به خودت گرفتی،
بعدم که می پرسن ازت چی شده ، با حق طلب میگی :چی شده باشه؟!
خوب من به کدوم خدا پناه ب

ادامه مطلب  

خواندن جواب آزمایش خون  

خواندن جواب آزمایش خون _ با خواندن این مطلب، جواب آزمایش خون خود را پیش از مراجعه به پزشک بخوانید. آزمایش خون به عنوان یکی از مهم ترین و رایج ترین آزمایشاتی است که در بین افراد مختلف صورت می گیرد.آزمایش خون (CBC) جهت تشخیص بسیاری از بیماری ها و از همه مهم تر نشان دادن شرایط حیاتی و کلی بدن دارای اهمیت زیادی است. به همین جهت آشنایی با نحوه خواندن جواب آزمایش خون می تواند کمک خوبی برای خود افراد باشد. در این مقاله می خواهیم شما را

ادامه مطلب  

خواندن جواب آزمایش خون  

خواندن جواب آزمایش خون _ با خواندن این مطلب، جواب آزمایش خون خود را پیش از مراجعه به پزشک بخوانید. آزمایش خون به عنوان یکی از مهم ترین و رایج ترین آزمایشاتی است که در بین افراد مختلف صورت می گیرد.آزمایش خون (CBC) جهت تشخیص بسیاری از بیماری ها و از همه مهم تر نشان دادن شرایط حیاتی و کلی بدن دارای اهمیت زیادی است. به همین جهت آشنایی با نحوه خواندن جواب آزمایش خون می تواند کمک خوبی برای خود افراد باشد. در این مقاله می خواهیم شما را

ادامه مطلب  

هوش  

بزرگوار هوش ریاضی خیلی خفنی داشت
یه بارم معلم خصوصی ریاضی دبیرستانت باهات سوال حل میکرده توی یه قسمتی از حل گفته جواب چی میشه گفته بودی فیلان گفته بوده نه

ادامه مطلب  

یکی از دلایل عید قربان از زبان پیامبر رحمت و برکت  

راهی مثل سؤال از خواست خدا  

چرا موردهایی مون که مربوط به خداست را باز و روشن و انحلال نمی کنیم؟! یعنی مثل روشن کردن رابطه مان با پروردگار... وقتی که خدا اینقدر مهربان است و ما می توانیم تا ابد (یعنی راه بی پایان)، راههای به خواست خدا را بسازیم، نخست آنها را باز نمی کنیم؟! و به هوا و هپروت دلخوشتریم؟! یا تنبلی غیر مفید داریم، یا متأسفانه کسی ما را دوست نداشته که روی خوش و درست نشان نمی دهیم و ...؟! در هر صورت می شود با پرسیدن «چه می بینی؟» از خود، یا هر سؤال دکترین دیگری که خدا ب

ادامه مطلب  

768- 19  

 
       شماره تلفن خونه ی ما رُنده. از این نظر که توش یه 222 داره. اوایل که تلفن زنگ میخورد هر وقت و هر شماره ای روی آیدی کالر میفتاد جواب میدادیم. بعد عادت کردیم به خودمون زحمت ندیم. چون از هر ده تماس یازده تاشون با آژانس و مهدکودک و سازمان محیط زیست و دفتر پبشخوان دولت کار داشتن. ما هم با هر بار دراومدنِ صدای زنگ، شماره ای رو که میفته نگاه میکردیم و فقط وقتایی گوشی رو برمیداشتیم که از خونه ی والدین هامون یا موبایل خواهرامون بود.
        دیروز تماس

ادامه مطلب  

ذکردعای حق بین  

از امام باقر یا امام صادق علیهما السلام روایت شده است که فرمودند: ذکر حق بین هفت عضو از اعضای انسان تقسیم شده است؛ زبان، روح و جان، عقل، معرفت، سر و قلب و هر یک از آن ها نیاز به استقامت دارند. استقامت زبان به راستی در گفتار است. استقامت روح به درستی ذهن و حضور آن است و استقامت جان به درستی در توبه کردن است. استقامت قلب به درستی در عذرخواهی و استقامت عقل به درستی در پند گرفتن است. استقامت شناخت به درستی در سرافرازی و استقامت سر متوجه بودن به عالم

ادامه مطلب  

2749::  

چه معمن آرامشی بود
که هنوز که هنوز است
بوقت عصبانیت های روزمره 
صدایش را طلب دارم...
پ ن:: نباید پریشب جانانم رو درگیر اختلاف های خودم با مردم میکردم... اشتباه کردم ... اشتباه. الان جواب دل تنگم رو چی بدم که صداش رو شنید و پر کشید ... مغز محترم، اون لحظه چرا درست کار نکردی!! منطق پر مدعا ، تو چرا لال مونی گرفتی پس

ادامه مطلب  

تشکر دوستان عزیز و دوست داشتنیم...له الحمد و له الشکر  

 
این روزها جسما خیلی خسته هستم...
اما روحم بسیار با نشاط و بسیار خوشحال است...
ما شاءالله لا حول ولا قوه الا بالله العلی العظیم...هزاران الله اکبر...
ما شاءالله  و الحمدلله خوشبختی و خوشحالی یعنی خداوند رفیق هایی مومن و پر انرژی بهت هدیه میده که در اوج خستگی جسمی ولی درکنارشون روحت قوی میشه...وقتی روحت قوی میشه خستگی جسم فراموش میکنی...
راستش این روزها یک چیزی رو حس میکن.
اینکه وقتی روحت با نشاط و قوی باشه و هم نشین هایی با این تمثیل داشته باشی خست

ادامه مطلب  

راز عمر  

منم که کشتی عمرم ز موج بشکستست
و نیست چاره ای اکنون به گل که بنشستست
به خاک پای تو ای گلعذار عنبر موی
قسم که نیست غمی جز غم تو من خستست
دلم هوای تو دارد که تا لطیف شود
هوای سخت و سیاهی که بی تو بگذشتست
مرا به چهره نشستست چین و می دانم
جوانیم به هدر رفت و عمر بگسستست
نبود هیچ کسی را میسر از سر زور
به قهر بشکندش ،عمر، راز سر بستست
هزار مرتبه کردم ترا صدا ونبود
یکی جواب ز روی وفا که بر جستست
ترا قسم به لب و موی وچشم ومژگانت
جفا مکن که دل من به مهر پیوست

ادامه مطلب  

#54  

یجور عمیقی تو خودمم .... یجور عمیقی دلم گرفته .......
.
.
.
.
.
.
جواب اون پیام خصوصی ام اینجا میگم که نوشته بودی حال خوبمو خراب میکنه وب تو چون سرشار از حس بد و منفی و از این حرفاببین عزیزم من نوشتم اون بالا ک این وب شخصیه و نخون   (#شعور) ... حالا علاوه بر این تو میتونی ب وب من نیای تا حس منفی و از این حرفا نگیری ... من خودم از جایی ک حس بد بگیرم کلا نمیرم اون طرفا....

ادامه مطلب  

√ 197  

جاده (به ایتالیایی: La Strada) که با نام ایتالیاییش لا استرادا نیز شناخته می‌شود، فیلمی نئو-رئالیستی و درام محصول سال ۱۹۵۴ ایتالیا و به کارگردانی فدریکو فلینی است. فیلمنامه جاده توسط خود فلینی و تولیو پینلی و انیو فلاینیو نوشته شده است. فیلم دربارهٔ سفر و ماجرای دو شخصیت اصلی آن است: معرکه‌گیر قوی و خشن (با بازی آنتونی کویین) و دختر جوان نیمه‌خلی (با بازی جولیتا ماسینا) است که مرد او را از مادرش خریده و با خود می‌برد تا دنیا را ببیند.
فیلم

ادامه مطلب  

قهر  

ب طرف گفتم مهربونی حالا واقعام مهربون بود !
نمیدونم چی شد ب شوخی یا اینکه خواستم خودمو لوس کنم بهش گفتم نامهربون یا همچین چیزی اونم تو تکست ! 
جواب داد شما بهم گفته بودین مهربون حالا نامهربون شدم باشه خوشحال شدم از آشناییتون ، موفق باشین =))
میخواین برید ، برید ولی خدایی این بهونه ها رو نیارید خدایی خیلی زشت و خنده دار این حرفا و رفتارا =))

ادامه مطلب  

دل نوشته احمقانه دخترم 26  

از سر لجبازی با داداش با خودم با همه دنیا
میخوام به خواستگاری که درست نمیشناسمش و حس خاصی بهش ندارم جواب بدم که بیاد 
کاش تو بودی و مرا ای کاش نبود 
دخترم ببخش منو جونم 
که انقدر ناراحتت کردم 
دلتو درد اوردم 
دخترم ببخش که ارزو هاتو به دلت گذاشتم 
دنیا جای خوبی نبود دخترکم
با این تصمیم بهت بیشتر اسیب میزنم میفهمم بازم ببخش

ادامه مطلب  

"چون گذشت از سر جهانی را گرفت\ گر جهان ویران کند نبود شگفت"  

 
 
جدیدا سعی م بر این بود تا می تونم سمت فضای مجازی ُ گوشی نرم و تا می تونم سَرَم رو گرم کنم تا این حال ِ مضخرفم رو طبق عادت های همیشگی سر کسی خالی نکنم و همونطور با غر غرهای بی موردم کسی رو از خودم خسته نکنم . برای همین ویژگی جدیدی که سراغم اومده خالی کردن ناراحتی ها فسردگی ها م با دیدن فیلم و خوندن کتابه . تا چه اندازه موفق بودم یا تا چه اندازه می فهمم از اون فیلم و کتاب رو خودمم حتا نمی دونم . تو کتابی نوشته بود که فلانی می خواسته عصبانیت ش رو خا

ادامه مطلب  

خود نوشت و شرح حال شنبه 27 مرداد 97  

دیشب دیرتر خوابیدم ولی بامداد به موقع برخاستم دوگانه را تقدیم یگانه ی بی همتا کردم و با دستگاه شیطانی و قلم برقی به نوشتن پرداختم! ساعت 8 پیامی از کربلایی حسین آقا هیئتی دریافت کردم که نوشته بود خاطراتِ روزانه 3 شنبه در وبلاگ نیامده پس از بر رسی متوجه شدم تاریخ را اشتباه ذکر کرده ام این پیام بهانه ای برای تماس تلفنی و گفتگو شد.ساعت 11:30 دقیقه گذشته بود که بی توجه و بی اعتنا به هوای گرم تا حرم را پیاده طی کردم همزمان با شروع نمازجماعت وارد حرم شد

ادامه مطلب  

خاطره بهار جون  

سلام من یکی از خوانندگان خاموش وب بودم.تقریبا تمام خاطرات رو خوندم.اسمم بهار ، و یه داداش 5 ساله به اسم باربد دارم.این خاطره اواخر اردیبهشت ماه همین امسال اتفاق افتاد.یه روز صبح مثل همیشه مامانم از خواب بیدارم کرد تا برم مدرسه.وقتی بیدار شدم یک بیحال بودم ولی توجهی نکردم وقتی که دست و صورتمو شستم و داخل آینه رو نگاه کردم متوجه شدم تمام صورتم ورم کرده.مخصوصا زیر چشام.وقتی مامانم منو دید گفت نمیخواد بری مدرسه تا بریم دکتر و بابامم مرخصی گرفت.با

ادامه مطلب  

پررنگ  

با ایمان کامل می دانم که دستی قدرتمند و حضوری پر از نور و اعتماد، در جای جای زندگانی ام، مرا از فرو رفتن و غرق شدن نجات داده است. بی آن که خود را بنمایانَد و بخواهد کمکش را جار بزند. حالا توانایی آن را دارم که بنشینم و خیلی از پرتگاه هایی را که در حال سقوط بوده ام و "او" دستم را گرفته و بالا کشیده است به یاد بیاورم و بشمارم. مطمئنم اگر روزی از او بپرسم "چرا همیشه انقدر در زندگی ام پررنگ بودی و هوایم را داشتی؟" در آرامش کامل جواب دهد: "چون تو "دیوانه و

ادامه مطلب  

 

سلام خانمی قضیه گلزار چیه؟؟خوب بسلامتی کی میخوای بری مسافرت الهی بهت خوش بگذره راستی حداقل اگه میتونی بیا امشب ی کم بحرفیم منتظرتم؟؟شرمنده بازم عمه هام ومامانمو اینا توماشین بودننتونستم جواب بدم حالا حداقل اگه میتونی فردا بزنگ تا ی کم باهات بحرفم ...ن خدا نکنه  این چ حرفیه مگه نگفتم دیگه ازاین حرفانزن مگه نمیدونی ک اگهخدایی نکرده اتفاقی برات بیفته اونوقت دیگه منم زنده نخواهم بود..گلمممممممممممممممممممم نفففففففففففففففففففففففسمممممم

ادامه مطلب  

روبای بودنت  

دم صبح باز خوابت و دیدم
بهت زنگ زده بودم و حرف نمیزدم، انگار دیروقت بود و تو از خواب پریده بودی ولی صدات مثل وقتایی که کنارم بودی و از خواب بیدار میشدی دو رگه و کلفت نبود
گفتی سمانه گفته بوده تلفنارو جواب ندیا ! حتی شماره های دوستاش یا دوستات و
باید به حرفش گوش میکردی ....
و فقط از اون گفتی .. فقط !
شنیدن صدات هم خوبم میکنه هرچند همه حرفات درباره اون باشه !
دوستت دارم و پسرم‌ و بسیار بیشتر ...
۲۷ مرداد ۹۷

ادامه مطلب  

بی جایگزین  

ساعت ده دقیقه به 9 تلفن زنگ زد من مشغول بودم و جواب
ندادم .دوباره زنگ زد و اینبار جواب دادم خانمم بود درحالی که
معلوم بود در حال راه رفتن تند است دارد صحبت میکند
گفت بماز همین الان تمام شد و من دارم میام خانه لطفا تلویزیون
بی بی سی را بگیر گفتم چه خبره گفت امشب کنسرت گوگوشه
حدود بیست دقیقه بعد هم پسرم زنگ زد تا بگوید از بی بی سی
کنسرت گوگوش پخش میشود که گفتم دارم تماشا میکنم
مطالب بالا چندین جنبه جالب دارد.یکی اینکه خبر کنسرت
گوگوش در مسجد و حین

ادامه مطلب  

روز یازدهم.  

امروز صبح رفتم باشگاه . و سریع امدم خونه.و استراحت کردم.و ساعت 12 شد طبق معمول منتظر تو بودم.این مدت که رفتی سربازی هر ثانیه انتظارت رو میکشم.واقعا این انتظار اگه چه سخته ولی لذت بخشه.همین انتظار به زندگیم امید داده.و همین باعث شده که دوریت رو بتونم تحمل کنم.و انتظار برای تو برام شیرینه.ساعت 12 و نیم امدم اتاق بالا.که زنگ زدی سریع جواب بدم.که داشتم مکالمه ضبط شده قبلیمون رو گوش میدادم.که ساعت 12:47 مثل دیروز زنگ زدی.حرف زدیم.و چقدر صدات بهم آرامش مید

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1