کاش فصل پنجمی در راه بود...  

در زمستان گرمم از گرمای تودر بهاران شادم از اواي توفصل گرما گرمیش از قلب مندر خزان برگم و میمیرم به پیش پای توکاش فصل پنجمی در راه بودکاش نامش فصل وصل ماه بودکاش برگ برگ درختان خزانبرگ ریزان زرد و سرخ و نغمه خانمی سرودند این نوا با بخت تو...

ادامه مطلب  

کلمات  

کلمات هم بامن سر ناسازگاری دارند سین شعرهایم با بی حوصلگی برایم دهان کج میکنند و بجای اواي قشنگ هفت سین گفتنت صدای سوت بیموقع کتری میدهند. گ هم دیگر شبیه گربه ی چاق و تنبلت نیست که همیشه روی فرش زیر نور افتاب لم دهد و من از حرصم لگدی نثار موجوده بی خاصیت کنم انوقت تو با موهای اشفته و چشمهای نیمه بازت زیر لب غر بزنی منم خنده ب لب چشم غره ای ب گربه برم . این روزها گ صدای گریه های ازار دهنده ی شب هایم را میدهد . د های تو بوی دریا میداد و صدای اب . شبیه

ادامه مطلب  

اوای دهل شنیدن ازدور...  

دیشب یه برنامه میدیدم از من وتو. البته ندیدم فقط پنج دقیقه.من هیچ وقت ماهواره نمیبینم به غیر از اخبارش اونم ده دقیقه. اما خب بچه ها سرگرم باشند وذوق کنند وکارتون وجم و... ماهم حرفی نداریم.ما که پول برای سفر خارجی نداریم  اهل مهمونی وشب نشینی وپارک ودشت ودمن هم زیاد نیستیم.حداقل از دریچه ماهواره خوانواده دنیارو ببینن ویه کیف مجازی بکنند.  خلاصه برنامه در مورد خوانندگی ومسابقه وتقلید صدا وتوهمین مایه ها بود.تواین برنامه ها دختر پسرهای مجری باا

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1